der Tatverdächtige
مظنون (زن)، متهم (زن)
Bedeutungen
1
شخصی (مونث) که مظنون به ارتکاب جرم یا جنایت است و تحقیقات پلیس در مورد او جریان دارد.
- Die Polizei sucht nach einer weiblichen Tatverdächtigen.پلیس به دنبال یک مظنون زن است.
- Die Tatverdächtige wurde gestern Abend festgenommen.مظنون زن شب گذشته بازداشت شد.
- Die Zeugin konnte die Tatverdächtige gut beschreiben.شاهد توانست مظنون زن را به خوبی توصیف کند.