der Tatverdächtiger

Aussprache: /ˈtaːtfɛɐ̯ˌdɛçtɪɡɐ/
Worttrennung: Tat·ver·däch·ti·ger
اسم

مظنون، متهم (به ارتکاب جرم)

Bedeutungen

1

شخصی که پلیس یا مقامات قضایی به او ظن ارتکاب جرم را دارند و تحقیقات در مورد او ادامه دارد.

  • Die Polizei sucht nach einem Tatverdächtigen.پلیس به دنبال یک مظنون است.
  • Der Tatverdächtige wurde am Tatort festgenommen.مظنون در صحنه جرم دستگیر شد.
  • Es gibt noch nicht genügend Beweise gegen den Tatverdächtigen.هنوز شواهد کافی علیه مظنون وجود ندارد.