die Taubenscheiße
فضله کبوتر، مدفوع کبوتر
Bedeutungen
1
مدفوع پرندگان، به ویژه کبوترها، که اغلب به عنوان آلودگی یا کثیفی در نظر گرفته میشود.
- Die Fensterbank war voller Taubenscheiße und musste gereinigt werden.لبه پنجره پر از فضله کبوتر بود و نیاز به تمیز کردن داشت.
- Achte auf die Taubenscheiße auf dem Gehweg!مراقب فضله کبوتر روی پیادهرو باش!
- Die Statue war mit Taubenscheiße bedeckt und sah unansehnlich aus.مجسمه با فضله کبوتر پوشیده شده بود و ظاهر ناخوشایندی داشت.