der Taubenschwarm

Aussprache: /ˈtaʊbn̩ˌʃfɛɐ̯m/
Worttrennung: Tau·ben·schwarm
اسم

دسته کبوتر

Bedeutungen

1

گروهی از کبوترها که با هم پرواز می‌کنند یا در یک مکان جمع می‌شوند.

  • Ein großer Taubenschwarm flog über den Marktplatz.یک دسته کبوتر بزرگ از بالای میدان بازار پرواز کرد.
  • Der Taubenschwarm landete auf dem Dach des alten Gebäudes.دسته کبوتر روی سقف ساختمان قدیمی فرود آمد.
  • Manchmal sieht man einen Taubenschwarm, der beeindruckende Formationen am Himmel bildet.گاهی اوقات دسته‌ای از کبوترها را می‌بینید که اشکال چشمگیری در آسمان تشکیل می‌دهند.