die Taubenzucht

Aussprache: /ˈtaʊ̯bn̩ˌtsʊxt/
Worttrennung: Tau·ben·zucht
اسم

کبوترداری، پرورش کبوتر

Bedeutungen

1

پرورش و نگهداری کبوترها، معمولاً برای گوشت، تخم یا به عنوان حیوان خانگی و ورزشی.

  • Die Taubenzucht hat in dieser Region eine lange Tradition.کبوترداری در این منطقه سنت دیرینه‌ای دارد.
  • Er betreibt eine professionelle Taubenzucht für Brieftauben.او یک کبوترداری حرفه‌ای برای کبوترهای نامه‌بر اداره می‌کند.
  • Die Taubenzucht erfordert viel Geduld und Wissen über die Tiere.کبوترداری نیازمند صبر و دانش فراوان در مورد حیوانات است.