اسم
پدرخوانده (در مراسم تعمید)
جملات نمونه برای Taufpate:
Ich bin der ''Taufpate'' eines befreundeten Kindes.
من پدرخوانده یکی از بچههای دوستانم هستم.
„Major Walker aus demselben Regiment war der zweite ''Taufpate'' und Mrs. Walker, seine Frau, meine Patin.“
«سرگرد واکر از همان هنگ، دومین پدرخوانده بود و خانم واکر، همسرش، مادرخوانده من.»