der, das Teil Aussprache:/taɪ̯l/Wortzerlegung:Teil اسم بخش، قطعه معانی و تعاریف Teil:بخش، قسمت، سهم (مفهوم انتزاعی؛ آرتیکل 'der')قطعه، تکه (یک شیء فیزیکی مجزا؛ آرتیکل 'das') جملات نمونه برای Teil:Das ist ein wichtiger Teil meiner Arbeit.این بخش مهمی از کار من است.Der erste Teil des Films war spannend.قسمت اول فیلم هیجانانگیز بود.Das kaputte Teil des Motors muss ausgetauscht werden.قطعه خراب موتور باید تعویض شود.