die Teilnahmequote

Aussprache: /ˈtaɪ̯lnaːməˌkvoːtə/
Worttrennung: Teil·nah·me·quo·te
اسم

نرخ مشارکت، سهم شرکت‌کنندگان

Bedeutungen

1

درصدی از افراد واجد شرایط که در یک رویداد، نظرسنجی، برنامه یا فعالیت شرکت کرده‌اند؛ معیاری برای سنجش میزان مشارکت.

  • Die Teilnahmequote an der Umfrage war überraschend hoch.نرخ مشارکت در نظرسنجی به طرز شگفت‌انگیزی بالا بود.
  • Wir hoffen auf eine Steigerung der Teilnahmequote bei der nächsten Wahl.ما امیدواریم که نرخ مشارکت در انتخابات بعدی افزایش یابد.
  • Die niedrige Teilnahmequote bei dem Kurs enttäuschte den Dozenten.نرخ مشارکت پایین در دوره، مدرس را ناامید کرد.