die Teilnahmequote
نرخ مشارکت، سهم شرکتکنندگان
Bedeutungen
1
درصدی از افراد واجد شرایط که در یک رویداد، نظرسنجی، برنامه یا فعالیت شرکت کردهاند؛ معیاری برای سنجش میزان مشارکت.
- Die Teilnahmequote an der Umfrage war überraschend hoch.نرخ مشارکت در نظرسنجی به طرز شگفتانگیزی بالا بود.
- Wir hoffen auf eine Steigerung der Teilnahmequote bei der nächsten Wahl.ما امیدواریم که نرخ مشارکت در انتخابات بعدی افزایش یابد.
- Die niedrige Teilnahmequote bei dem Kurs enttäuschte den Dozenten.نرخ مشارکت پایین در دوره، مدرس را ناامید کرد.