die Teilungsklage

Aussprache: /ˈtaɪ̯lʊŋsˌklaːɡə/
Worttrennung: Tei·lungs·kla·ge
اسم

دعوای تقسیم، دادخواست تقسیم

Bedeutungen

1

یک دعوی حقوقی که در آن یکی از شرکا یا مالکان مشترک، درخواست تقسیم اموال یا دارایی مشترک را از دادگاه می‌کند.

  • Nach der Scheidung reichte sie eine Teilungsklage für das gemeinsame Haus ein.پس از طلاق، او دادخواست تقسیم خانه مشترک را ارائه کرد.
  • Die Teilungsklage verzögerte den Verkauf der Erbschaft.دعوای تقسیم، فروش ارثیه را به تأخیر انداخت.
  • Ohne eine Teilungsklage kann das Grundstück nicht verkauft werden.بدون دعوای تقسیم، نمی‌توان ملک را فروخت.