das Telefonfräulein
اپراتور تلفن (خانم)
Bedeutungen
1
اصطلاح قدیمی برای اپراتور تلفن زن که وظیفه برقراری ارتباط تلفنی را بر عهده داشت.
- Das Telefonfräulein verband mich mit der gewünschten Durchwahl.اپراتور تلفن مرا به شماره داخلی مورد نظر وصل کرد.
- Früher war der Beruf des Telefonfräuleins sehr verbreitet.در گذشته شغل اپراتور تلفن زن بسیار رایج بود.
- Sie arbeitete jahrelang als Telefonfräulein in der Zentrale.او سالها به عنوان اپراتور تلفن زن در مرکز مخابرات کار کرد.