der Telefonjoker
راهنمایی تلفنی (گزینهای در مسابقات تلویزیونی)
Beispiele
- Ich nehme den ''Telefonjoker.من از گزینه راهنمایی تلفنی استفاده میکنم.
- Sie ging sogar so weit, von sich zu behaupten, "kein Spezialgebiet" zu haben. Aber dafür einen Edel-''Telefonjoker:'' Dieter Chmelar, das wandelnde Lexikon, gehört zur "Promi-Millionenshow" wie Armin Assinger.او حتی تا آنجا پیش رفت که ادعا کرد هیچ "حوزه تخصصی خاصی" ندارد. اما در عوض یک جوکر تلفنی اعلا داشت: دیتر خملار، دایرةالمعارف متحرک، درست مانند آرومین آسینگر متعلق به مسابقه میلیوندلاری افراد مشهور است.
- Am Montagabend gab es einen neuen Rekord bei "Wer wird Millionär": Mit 101 Jahre wurde der älteste ''Telefonjoker,'' den es jemals in der Geschichte der Quizshow gab, angerufen.دوشنبهشب رکورد جدیدی در برنامه «چه کسی میخواهد میلیونر شود؟» ثبت شد: پیرترین راهنمایی تلفنی تاریخ مسابقه مسابقه با ۱۰۱ سال سن فراخوانده شد.