der Telefonverkäufer
فروشنده تلفنی
Bedeutungen
1
شخصی که وظیفه فروش کالا یا خدمات را از طریق تلفن بر عهده دارد.
- Der Telefonverkäufer versuchte, mir ein neues Abonnement anzudrehen.فروشنده تلفنی سعی کرد اشتراک جدیدی به من بفروشد.
- Viele Menschen mögen keine Anrufe von einem Telefonverkäufer.بسیاری از مردم تماسهای یک فروشنده تلفنی را دوست ندارند.
- Als Telefonverkäufer muss man sehr überzeugend sein.به عنوان یک فروشنده تلفنی، باید بسیار متقاعدکننده باشید.