اسم
بشقاب کوچک، نعلبکی
جملات نمونه برای Tellerchen:
„Meazza bemerkte Botas Verfassung und beschäftigte sich deshalb damit, die dünnen Konfitürereste mit dem Löffel hin und her zu schieben und konzentriert auf sein ''Tellerchen'' zu schauen.“
«مئاتزا متوجه وضعیت بوتا شد و به همین دلیل مشغول شد به این که با قاشق باقیماندههای نازک مربا را اینور و آنور کند و با تمرکز به بشقاب کوچکش نگاه کند.»