das Testbild
تصویر آزمایشی، الگوی تست (در تلویزیون و مانیتور)
Beispiele
- Ohne das ''Testbild'' hätten wir nie den Fehler gefundenبدون ''تصویر آزمایشی'' هرگز نمیتوانستیم خطا را پیدا کنیم.
- Das ''Testbild'' wurde in den programmfreien Zeiten gesendet.تصویر آزمایشی'' در زمانهای بدون برنامه پخش میشد.
- Der Fernseher zeigte das ''Testbild''.تلویزیون ''تصویر آزمایشی'' را نشان میداد.