das Theaterblut
۱. خون مصنوعی (برای تئاتر) ۲. (مجازی) استعداد یا علاقه خاص به تئاتر
Beispiele
- Doch das Blut ist nur ''Theaterblut,'' niemand ist wirklich gestorben.اما این خون فقط «خون مصنوعی» است، هیچکس واقعاً نمرده است.
- Die Inszenierung sparte sich das ''Theaterblut,'' der Mord geschieht außerhalb der Bühne und ist dem Blick des Publikums entzogen.این نمایش از «خون مصنوعی» صرفنظر کرد، قتل خارج از صحنه اتفاق میافتد و از دید تماشاگران پنهان است.
- Auch in „Romeo und Julia“ spürt man Shakespeares ''Theaterblut.حتی در «رومئو و ژولیت» نیز «استعداد تئاتری» شکسپیر را میتوان حس کرد.
- Die Hauptdarstellerin hat buchstäblich ''Theaterblut'' – sie spielt nicht nur großartig, sondern stammt auch aus einer Familie von Schauspielern.بازیگر اصلی به معنای واقعی کلمه «استعداد تئاتری» دارد – او نه تنها عالی بازی میکند، بلکه از خانوادهای از بازیگران نیز هست.