der Thronprätendent
مدعی تاج و تخت، مدعی سلطنت
Bedeutungen
1
شخصی که ادعا میکند حق نشستن بر تخت سلطنت یک کشور را دارد، معمولاً بر اساس نسب یا ادعای تاریخی.
- Der Thronprätendent sammelte Unterstützung für seine Ansprüche.مدعی تاج و تخت برای ادعاهای خود حمایت جمع میکرد.
- Nach dem Sturz des Königs gab es mehrere Thronprätendenten.پس از سرنگونی پادشاه، چندین مدعی تاج و تخت وجود داشت.
- Die Geschichte handelt von einem jungen Thronprätendenten, der sein Erbe zurückgewinnen will.این داستان درباره یک مدعی جوان تاج و تخت است که میخواهد میراث خود را پس بگیرد.