der Tiefgang
آبخور (کشتی)، عمق غرق شدن / عمق تفکر، ژرفنگری
Bedeutungen
1
دریانوردی: فاصله عمودی از سطح آب تا پایینترین قسمت بدنه کشتی یا شناور.
- Der Tiefgang des Schiffes ist zu groß für diesen Hafen.آبخور کشتی برای این بندر بیش از حد زیاد است.
- Die Kapitäne müssen den Tiefgang ihres Schiffes kennen, um sicher zu navigieren.کاپیتانها باید آبخور کشتی خود را بدانند تا با اطمینان ناوبری کنند.
- Ein geringer Tiefgang ist für flache Gewässer vorteilhaft.آبخور کم برای آبهای کمعمق مفید است.
2
استعاری: عمق، ژرفا، یا جدیت در تفکر، تحلیل یا درک یک موضوع.
- Seine Analyse zeigte einen bemerkenswerten Tiefgang.تحلیل او عمق قابل توجهی را نشان داد.
- Wir brauchen mehr Tiefgang in dieser Diskussion.ما در این بحث به ژرفنگری بیشتری نیاز داریم.
- Das Buch behandelt das Thema mit großem Tiefgang.این کتاب موضوع را با عمق زیادی بررسی میکند.