der Tiefgang

Aussprache: /ˈtiːfˌɡaŋ/
Worttrennung: Tief·gang
اسم

آبخور (کشتی)، عمق غرق شدن / عمق تفکر، ژرف‌نگری

Bedeutungen

1

دریانوردی: فاصله عمودی از سطح آب تا پایین‌ترین قسمت بدنه کشتی یا شناور.

  • Der Tiefgang des Schiffes ist zu groß für diesen Hafen.آبخور کشتی برای این بندر بیش از حد زیاد است.
  • Die Kapitäne müssen den Tiefgang ihres Schiffes kennen, um sicher zu navigieren.کاپیتان‌ها باید آبخور کشتی خود را بدانند تا با اطمینان ناوبری کنند.
  • Ein geringer Tiefgang ist für flache Gewässer vorteilhaft.آبخور کم برای آب‌های کم‌عمق مفید است.
2

استعاری: عمق، ژرفا، یا جدیت در تفکر، تحلیل یا درک یک موضوع.

  • Seine Analyse zeigte einen bemerkenswerten Tiefgang.تحلیل او عمق قابل توجهی را نشان داد.
  • Wir brauchen mehr Tiefgang in dieser Diskussion.ما در این بحث به ژرف‌نگری بیشتری نیاز داریم.
  • Das Buch behandelt das Thema mit großem Tiefgang.این کتاب موضوع را با عمق زیادی بررسی می‌کند.