die Tiefkühlpizza

Aussprache: /ˈtiːfkyːlˌpɪtsa/
Worttrennung: Tief·kühl·piz·za
اسم

پیتزای یخ‌زده، پیتزای آماده

Bedeutungen

1

پیتزایی که به صورت آماده تهیه شده و برای نگهداری طولانی‌مدت منجمد شده است و قبل از مصرف نیاز به پختن در فر دارد.

  • Für ein schnelles Abendessen habe ich eine Tiefkühlpizza im Ofen gebacken.برای یک شام سریع، یک پیتزای یخ‌زده در فر پختم.
  • Die Auswahl an Tiefkühlpizza im Supermarkt ist riesig.تنوع پیتزاهای یخ‌زده در سوپرمارکت بسیار زیاد است.
  • Manche Leute bevorzugen frische Pizza, andere essen gerne Tiefkühlpizza.برخی افراد پیتزای تازه را ترجیح می‌دهند، برخی دیگر دوست دارند پیتزای یخ‌زده بخورند.