die Tierärztin
دامپزشک زن
Bedeutungen
1
زنی که در حرفه دامپزشکی فعالیت میکند و مسئولیت درمان و مراقبت از حیوانات را بر عهده دارد.
- Die Tierärztin untersuchte die kranke Katze sorgfältig.دامپزشک زن گربه بیمار را با دقت معاینه کرد.
- Viele Tierärztinnen arbeiten in Kleintierkliniken.بسیاری از دامپزشکان زن در کلینیکهای حیوانات کوچک کار میکنند.
- Die Tierärztin gab dem Hund eine Spritze.دامپزشک زن به سگ آمپول زد.