die Tierärztin

Aussprache: /ˈtiːɐ̯ˌʔɛʁt͡stɪn/
Worttrennung: Tier·ärz·tin
اسم

دامپزشک زن

Bedeutungen

1

زنی که در حرفه دامپزشکی فعالیت می‌کند و مسئولیت درمان و مراقبت از حیوانات را بر عهده دارد.

  • Die Tierärztin untersuchte die kranke Katze sorgfältig.دامپزشک زن گربه بیمار را با دقت معاینه کرد.
  • Viele Tierärztinnen arbeiten in Kleintierkliniken.بسیاری از دامپزشکان زن در کلینیک‌های حیوانات کوچک کار می‌کنند.
  • Die Tierärztin gab dem Hund eine Spritze.دامپزشک زن به سگ آمپول زد.