die Tierhasserin
حیوانستیز زن، کسی که از حیوانات متنفر است
Beispiele
- Sie hatte eine ganze Reihe von Tierhaarallergien und war deshalb zu einer regelrechten ''Tierhasserin'' geworden.او به دلیل داشتن آلرژی به موی حیوانات متعدد، به یک 'حیوانستیز' واقعی تبدیل شده بود.
- Die ''Tierhasserin'' tötete alle Hühner im Stall und auch den Wachhund und die Hofkatze.آن زن حیوانستیز تمام مرغها را در طویله و همچنین سگ نگهبان و گربه حیاط را کشت.