das Tierpräparat
نمونه تاکسیدرمی حیوان، حیوان تاکسیدرمی شده
Bedeutungen
1
بدن حیوان که با روشهای خاصی برای حفظ ظاهر طبیعی آن پس از مرگ، آماده و نگهداری شده است (تاکسیدرمی).
- Das Naturkundemuseum zeigte ein beeindruckendes Tierpräparat eines Löwen.موزه تاریخ طبیعی نمونه تاکسیدرمی چشمگیری از یک شیر را به نمایش گذاشت.
- Das Tierpräparat war sehr realistisch gestaltet.نمونه تاکسیدرمی حیوان بسیار واقعگرایانه ساخته شده بود.
- Ein Jäger brachte sein erlegtes Tier für ein Tierpräparat zum Präparator.یک شکارچی حیوان شکار شده خود را برای تاکسیدرمی نزد متخصص برد.