die Tiertötung
کشتار حیوانات، تلف کردن حیوان
Bedeutungen
1
عمل کشتن حیوانات، چه به صورت قانونی (مانند قصابی یا شکار) و چه به صورت غیرقانونی یا بیرحمانه.
- Die Tiertötung ohne Betäubung ist in vielen Ländern verboten.کشتار حیوانات بدون بیهوشی در بسیاری از کشورها ممنوع است.
- Der Tierschutzverein protestiert gegen die Tiertötung in diesem Schlachthof.انجمن حمایت از حیوانات علیه کشتار حیوانات در این کشتارگاه اعتراض میکند.
- Die Massentiertötung von Geflügel wegen einer Krankheit ist eine traurige Notwendigkeit.کشتار جمعی طیور به دلیل بیماری، یک ضرورت غمانگیز است.