die Tiertötung

Aussprache: /ˈtiːɐ̯ˌtøːtʊŋ/
Worttrennung: Tier·tö·tung
اسم

کشتار حیوانات، تلف کردن حیوان

Bedeutungen

1

عمل کشتن حیوانات، چه به صورت قانونی (مانند قصابی یا شکار) و چه به صورت غیرقانونی یا بی‌رحمانه.

  • Die Tiertötung ohne Betäubung ist in vielen Ländern verboten.کشتار حیوانات بدون بیهوشی در بسیاری از کشورها ممنوع است.
  • Der Tierschutzverein protestiert gegen die Tiertötung in diesem Schlachthof.انجمن حمایت از حیوانات علیه کشتار حیوانات در این کشتارگاه اعتراض می‌کند.
  • Die Massentiertötung von Geflügel wegen einer Krankheit ist eine traurige Notwendigkeit.کشتار جمعی طیور به دلیل بیماری، یک ضرورت غم‌انگیز است.