der Tintenkuli
خودکار (نوعی قلم شبیه خودکار با لوله جوهر به جای ساچمه)
Beispiele
- Manchmal half ich ihm dabei, indem ich die Fehler mit einem roten ''Tintenkuli'' anstrich, aber er traute mir nie, sah alles noch einmal durch und war jedesmal wütend, wenn ich nichts übersehen und die Fehler ganz korrekt angestrichen hatte.گاهی با قرمز کردن اشتباهات با یک 'خودکار' به او کمک میکردم، اما او هرگز به من اعتماد نکرد، همه چیز را دوباره بررسی میکرد و هر بار عصبانی میشد که من چیزی را از قلم نینداخته بودم و اشتباهات را کاملاً درست علامت زده بودم.