اسم
سخنرانی تند و طولانی، هجویه، رگبار کلمات
جملات نمونه برای Tirade:
Er war froh, den ''Tiraden'' seiner Ehefrau entkommen zu sein.
او خوشحال بود که توانسته از «رگبار کلماتِ» همسرش بگریزد.
„Er konnte mich mit seinen Tobsuchtsanfällen und ''Tiraden'' nicht aus der Ruhe bringen,…“
او نتوانست مرا با حملات خشم و «سخنرانیهای تند و طولانیاش» از کوره به در کند...