der Tischfußballspieler
بازیکن فوتبال دستی (فوتبال روی میز)
Bedeutungen
1
شخصی که در بازی فوتبال دستی (معروف به فوتبال روی میز یا Subbuteo) شرکت میکند و مهرههای بازیکنان را روی میز حرکت میدهد.
- Als Kind war ich ein begeisterter Tischfußballspieler und habe stundenlang gespielt.من در کودکی بازیکن مشتاق فوتبال دستی بودم و ساعتها بازی میکردم.
- Der beste Tischfußballspieler des Turniers gewann den Hauptpreis.بهترین بازیکن فوتبال دستی مسابقات جایزه اصلی را برد.
- Er übt regelmäßig, um ein noch besserer Tischfußballspieler zu werden.او به طور منظم تمرین میکند تا بازیکن بهتری در فوتبال دستی شود.