die Tischordnung

Aussprache: /ˈtɪʃˌɔrdnʊŋ/
Worttrennung: Tisch·ord·nung
اسم

چیدمان میز، نظم میز

Bedeutungen

1

نحوه چیدمان صندلی‌ها و میزها در یک رویداد، جلسه یا مهمانی، به ویژه برای تعیین جایگاه مهمانان.

  • Die Tischordnung für die Hochzeit wurde sorgfältig geplant.چیدمان میز برای عروسی با دقت برنامه‌ریزی شد.
  • Der Organisator musste die Tischordnung für das Bankett ändern.برگزارکننده مجبور شد چیدمان میز را برای ضیافت تغییر دهد.
  • Eine klare Tischordnung hilft, Verwirrung bei den Gästen zu vermeiden.یک چیدمان میز مشخص به جلوگیری از سردرگمی مهمانان کمک می‌کند.