der Todesumstand
علت مرگ، شرایط مرگ
Bedeutungen
1
شرایط یا عواملی که منجر به مرگ یک فرد شدهاند؛ اغلب در بررسیهای پزشکی قانونی یا حقوقی مورد استفاده قرار میگیرد.
- Die Todesumstände des Opfers sind noch unklar.شرایط مرگ قربانی هنوز نامشخص است.
- Der Arzt musste die Todesumstände dokumentieren.پزشک مجبور شد شرایط مرگ را مستند کند.
- Bei der Obduktion wurden die Todesumstände genauer untersucht.در کالبدشکافی، شرایط مرگ با دقت بیشتری بررسی شد.