اسم
تساهل، تسامح، مدارا، (در صنعت) حد مجاز تلورانس
جملات نمونه برای Toleranz:
Die ''Toleranz'' gegenüber Andersgläubigen macht es Peter leicht, den Dialog der Religionen zu führen.
«مدارا» با پیروان سایر ادیان، کار را برای پیتر آسان میکند تا گفتگوی ادیان را پیش ببرد.
Die Situation erfordert Respekt und ''Toleranz'' sowie eine gehörige Portion Fingerspitzengefühl.
وضعیت نیازمند احترام و «تساهل» و همچنین سهم بسزایی از درایت و نکتهسنجی است.
„Die schmale Grenze kirchlicher ''Toleranz'' verlief irgendwo zwischen Wein und Schnaps, zwischen Russendisko und Gruftifestival.“
«مرز باریک مدارای کلیسایی جایی بین شراب و عرق، بین دیسکوی روسی و فستیوال گاتیک جریان داشت.»