das Tollhaus
دیوانهخانه، تیمارستان (قدیمی)، محل آشوب و بلوا
Bedeutungen
1
مکانی که در گذشته افراد مبتلا به بیماریهای روانی در آن نگهداری میشدند؛ تیمارستان (معمولاً با بار معنایی منفی و قدیمی).
- Das alte Tollhaus wurde zu einem Museum umgebaut.دیوانهخانه قدیمی به موزه تبدیل شد.
- Die Behandlung im Tollhaus war oft grausam.درمان در تیمارستان اغلب بیرحمانه بود.
- Manche Leute nannten das laute Café spöttisch ein Tollhaus.برخی افراد با تمسخر کافه پر سر و صدا را دیوانهخانه مینامیدند.
2
به صورت مجازی، مکانی پر از هرج و مرج، شلوغی و رفتار غیرمنطقی.
- Nach dem Sieg der Mannschaft glich die ganze Stadt einem Tollhaus.پس از پیروزی تیم، کل شهر شبیه یک دیوانهخانه شده بود.
- Die Börse kann manchmal wie ein Tollhaus wirken.بورس گاهی اوقات میتواند مانند یک دیوانهخانه به نظر برسد.
- Bei der Demonstration herrschte ein wahres Tollhaus.در تظاهرات، آشوب و بلوا واقعی برپا بود.