die Tollpatschigkeit
دستوپاچلفتی بودن، دستوپاچلفتیگری
Bedeutungen
1
ویژگی یا حالت دست و پا چلفتی بودن، ناشی از بیدقتی، عدم هماهنگی یا بیاحتیاطی در حرکات فیزیکی که منجر به افتادن اشیاء یا بروز حوادث کوچک میشود.
- Seine Tollpatschigkeit führte dazu, dass er den Kaffee verschüttete.دستوپاچلفتی بودن او باعث شد که قهوه را بریزد.
- Ich entschuldige mich für meine Tollpatschigkeit, ich wollte das nicht fallen lassen.بابت دستوپاچلفتی بودنم عذرخواهی میکنم، نمیخواستم این را بیندازم.
- Trotz seiner Tollpatschigkeit ist er ein sehr freundlicher Mensch.با وجود دستوپاچلفتی بودنش، او فرد بسیار مهربانی است.