der Tonausfall
قطع صدا، فقدان صدا
Bedeutungen
1
قطع ناگهانی یا عدم وجود صدا در یک سیستم صوتی، ضبط، پخش یا ارتباطی.
- Während des Konzerts gab es einen kurzen Tonausfall.در طول کنسرت، قطع صدای کوتاهی رخ داد.
- Der Tonausfall bei der Übertragung störte die Zuschauer.قطع صدا در پخش، بینندگان را آزار داد.
- Wir müssen die Ursache für diesen Tonausfall im Audiosystem finden.ما باید علت این قطع صدا در سیستم صوتی را پیدا کنیم.