die Topfavoritin
محبوبترین زن (برای پیروزی)، مدعی اصلی زن
Beispiele
- Vor dem heute anstehenden Finale im Hürdenlauf ist die Russin die unbestrittene ''Topfavoritin''.قبل از فینال امروز دو و میدانی با مانع، روسها مدعی اصلی بلامنازع هستند.
- Am 26. Jänner 1991 ging die damals 21-Jährige als ''Topfavoritin'' in der Abfahrt an den Start.در ۲۶ ژانویه ۱۹۹۱، او که ۲۱ ساله بود، به عنوان "مدعی اصلی" در مسابقه سرعت شروع کرد.