اسم
جاسوس زبده، جاسوس خبره
جملات نمونه برای Topspion:
„Für die bundesdeutschen Geheimdienste ist der übergelaufene ''Topspion'' wie ein Lottogewinn – für die Stasi bedeutet der Überläufer jedoch ein Desaster, es ist ihre schwerste Niederlage.“
"برای سازمانهای اطلاعاتی آلمان غربی، جاسوس زبدهای که به آنها پناه آورده مانند برنده شدن در لاتاری است - اما برای اشتازی، این پناهنده یک فاجعه است، این سنگینترین شکست آنهاست."