Toresschluß
بسته شدن دروازه، پایان مهلت (مجازی)
Beispiele
- Eine Stunde vor ''Toresschluß'' erschien Frère Noël in der Sakristei, eine Plastiktüte in der Hand, und gab mir letzte Instruktionen.یک ساعت قبل از بسته شدن دروازه، برادر نوئل با یک کیسه پلاستیکی در دست در کلیسا ظاهر شد و آخرین دستورالعملها را به من داد.