das Torwarteck
گوشه دروازه (که توسط دروازهبان محافظت میشود)
Beispiele
- Der Nationalspieler wartete nicht lange und schoss den Ball ins linke ''Torwarteck.بازیکن ملیپوش زیاد منتظر نماند و توپ را به گوشه چپ دروازه شوت کرد.
گوشه دروازه (که توسط دروازهبان محافظت میشود)