der Totenvogel
پرنده مرگ (جغد و پرندگانی که آوازشان را نشانه مرگ میدانستند)
Beispiele
- Nach dem gestern der ''Totenvogel'' rief, starb heute der Vater, während er schlief.پس از اینکه دیروز پرنده مرگ آواز خواند، امروز پدر در حالی که خواب بود درگذشت.
- Nachts in meinem Bett sah ich ''Totenvögel'' über den angekohlten Ruinen.شبهنگام در تختخوابم، پرندگان مرگ را بالای ویرانههای سوخته میدیدم.