اسم
رگهای از، اندکی، ته مایه
جملات نمونه برای Touch:
Die Terrasse einen ''Touch'' größer und der Balkon einen ''Touch'' kleiner und schon kommen wir ins Geschäft.
تراس کمی بزرگتر و بالکن کمی کوچکتر و همین الان معامله را جوش میدهیم.
Das Parfüm hat einen ''Touch'' von Buttersäure.
این عطر ته مایهای از اسید بوتیریک دارد.