die Trägheit
تنبلی، سستی، اینرسی
Bedeutungen
1
تمایل به عدم فعالیت، تنبلی یا سستی؛ بیمیلی به انجام کار یا تلاش.
- Die Trägheit des Morgens machte es schwer, aus dem Bett aufzustehen.سستی صبحگاهی بلند شدن از رختخواب را دشوار میکرد.
- Er kämpfte gegen die Trägheit und begann endlich mit seiner Arbeit.او با تنبلی مبارزه کرد و سرانجام کارش را شروع کرد.
- Diese Aufgabe erfordert mehr als nur die Überwindung von Trägheit.این وظیفه بیش از صرف غلبه بر تنبلی را میطلبد.
2
در فیزیک، خاصیت ذاتی اجسام برای مقاومت در برابر تغییر در حالت حرکت یا سکون؛ اینرسی.
- Die Trägheit sorgt dafür, dass ein ruhender Körper in Ruhe bleibt, wenn keine Kraft auf ihn wirkt.اینرسی باعث میشود که یک جسم در حال سکون، تا زمانی که نیرویی به آن وارد نشود، در سکون باقی بماند.
- Um die Trägheit des Autos zu überwinden, muss der Motor eine gewisse Kraft aufbringen.برای غلبه بر اینرسی خودرو، موتور باید نیروی معینی اعمال کند.
- Die Trägheit ist eine fundamentale Eigenschaft der Materie.اینرسی یک ویژگی بنیادی ماده است.