Tränen lachen
از خنده ریسه رفتن، از شدت خنده اشک ریختن
Bedeutungen
1
به شدت خندیدن به طوری که اشک از چشمها سرازیر شود.
- Der Film war so lustig, wir haben Tränen gelacht.فیلم آنقدر خندهدار بود که از شدت خنده اشک ریختیم.
- Als er die Geschichte erzählte, mussten wir alle Tränen lachen.وقتی او داستان را تعریف کرد، همه ما از خنده ریسه رفتیم.
- Deine Witze sind unglaublich, ich lache Tränen!شوخیهای تو باورنکردنی هستند، از خنده اشک میریزم!