die Trümmerlandschaft

Aussprache: /ˈtʁʏmɐˌlantʃaft/
Worttrennung: Trüm·mer·land·schaft
اسم

چشم‌انداز ویران، منظره مخروبه

Bedeutungen

1

منظره‌ای که پس از یک فاجعه طبیعی، جنگ یا تخریب گسترده ایجاد می‌شود و شامل بقایا، ویرانه‌ها و خرابی‌ها است.

  • Nach dem Erdbeben bot sich den Helfern eine traurige Trümmerlandschaft.پس از زلزله، منظره غم‌انگیزی از ویرانه در مقابل دیدگان امدادگران قرار گرفت.
  • Die Stadt war eine Trümmerlandschaft, aber die Menschen begannen sofort mit dem Wiederaufbau.شهر منظره‌ای ویران بود، اما مردم بلافاصله شروع به بازسازی کردند.
  • Die Dokumentation zeigte die Trümmerlandschaft nach dem Zweiten Weltkrieg.این مستند، چشم‌انداز ویران پس از جنگ جهانی دوم را نشان داد.