اسم
تدارکات (نظامی)، بار و بنه
جملات نمونه برای Train:
„Der Quartiermacher vom ''Train'' ging mit Schlump durch das Dorf und ließ sich alle Quartiere genau zeigen und notierte sich alles.“
مسئول تدارکات با شلومپ در روستا قدم زد و تمام محلهای اقامت را به دقت دید و همه چیز را یادداشت کرد.