اسم
ترجمه (زیستشناسی/انتقال)، انتقال، تقارن انتقالی (ریاضی و فیزیک)
جملات نمونه برای Translation:
Jede ''Translation'' ist das Produkt zweier Spiegelungen an parallelen Achsen.
هر انتقال، حاصل ضرب دو بازتاب در محورهای موازی است.
Bei dieser ''Translation'' kann man die kinetische Energie des Systems als konstant annehmen.
در این انتقال میتوان انرژی جنبشی سیستم را ثابت در نظر گرفت.
Die ''Translation'' findet an den Ribosomen statt.
ترجمه (پروتئینسازی) در ریبوزومها انجام میشود.