der Trauerkloß

Aussprache: /ˈtraʊ̯ɐˌkloːs/
Worttrennung: Trau·er·kloß
اسم

آدم غمگین و بی‌حال، آدم بدبین، آدم افسرده

Bedeutungen

1

شخصی که به دلیل غم، اندوه یا ناامیدی، بی‌حال، بی‌روحیه و افسرده به نظر می‌رسد و اغلب بدبین است.

  • Seit dem Verlust seines Jobs ist er ein echter Trauerkloß geworden.از وقتی شغلش را از دست داده، او واقعاً به یک آدم غمگین و بی‌حال تبدیل شده است.
  • Lass dich nicht von diesem Trauerkloß runterziehen, versuche positiv zu bleiben.اجازه نده این آدم بدبین تو را ناامید کند، سعی کن مثبت بمانی.
  • Der ewige Trauerkloß sieht nur das Negative in jeder Situation.این آدم افسرده همیشگی فقط جنبه منفی هر موقعیتی را می‌بیند.