der Treibstoffvorrat
ذخیره سوخت
Bedeutungen
1
مقدار سوختی که برای استفاده در آینده ذخیره شده است، مانند سوخت هواپیما، خودرو یا تأسیسات.
- Der Treibstoffvorrat des Flugzeugs reichte gerade so für die Notlandung.ذخیره سوخت هواپیما به سختی برای فرود اضطراری کافی بود.
- Wir müssen den Treibstoffvorrat für die lange Reise überprüfen.ما باید ذخیره سوخت سفر طولانی را بررسی کنیم.
- Aufgrund des Mangels war der Treibstoffvorrat stark begrenzt.به دلیل کمبود، ذخیره سوخت به شدت محدود بود.