der Trommelschlag

Aussprache: /ˈtrɔml̩ˌʃlaːk/
Worttrennung: Trom·mel·schlag
اسم

صدای طبل، ضربه طبل

Bedeutungen

1

صدای تولید شده توسط ضربه زدن به طبل، یا خودِ عمل ضربه زدن.

  • Der laute Trommelschlag kündigte den Beginn der Parade an.صدای بلند طبل، آغاز رژه را اعلام کرد.
  • Wir hörten den rhythmischen Trommelschlag aus der Ferne.صدای ریتمیک ضربه طبل را از دور می‌شنیدیم.
  • Ein einzelner Trommelschlag ertönte und dann war es still.یک ضربه طبل به صدا درآمد و سپس سکوت برقرار شد.
2

به صورت مجازی، به یک رویداد یا اعلام ناگهانی و قاطع اشاره دارد.

  • Die Ankündigung der neuen Regeln war wie ein Trommelschlag.اعلام قوانین جدید مانند یک ضربه طبل بود (ناگهانی و قاطع).
  • Sein plötzlicher Rücktritt war ein Trommelschlag für die Partei.استعفای ناگهانی او یک ضربه (غیرمنتظره) برای حزب بود.
  • Die Nachricht vom Erfolg kam wie ein Trommelschlag.خبر موفقیت مانند یک ضربه طبل (غیرمنتظره) آمد.