اسم
سرم، قطرهچکان؛ فرد بیچاره یا مظلوم
جملات نمونه برای Tropf:
Sie lag im Koma und wurde mit dem ''Tropf'' ernährt.
او در کما بود و با سرم تغذیه میشد.
„Die Schwester kam und hängte ein kleines Fläschchen vom ''Tropf'' ab und ein neues hinzu.“
پرستار آمد و یک بطری کوچک را از سرم جدا کرد و یکی دیگر را وصل نمود.