die Truppenführerin
فرمانده زن گروهان/جوخه
Bedeutungen
1
زنی که مسئولیت فرماندهی یک واحد نظامی کوچک (مانند گروهان یا جوخه) را بر عهده دارد.
- Die neue Truppenführerin inspizierte ihre Soldaten.فرمانده زن جدید سربازانش را بازرسی کرد.
- Als Truppenführerin musste sie schwierige Entscheidungen treffen.او به عنوان فرمانده زن جوخه مجبور بود تصمیمات دشواری بگیرد.
- Die tapfere Truppenführerin führte ihre Einheit sicher zurück.فرمانده زن شجاع، واحد خود را با موفقیت بازگرداند.