اسم
تیوب، لوله (خمیردندان، رنگ و غیره)؛ (آناتومی) لوله فالوپ
جملات نمونه برای Tube:
Er drückte den letzten Rest Farbe aus der ''Tube'' heraus.
او آخرین باقیمانده رنگ را از تیوب بیرون فشرد.
„Als er dann noch eine halbe ''Tube'' ihrer Lieblingszahnpasta und den letzten Rest ihres Parfüms hinzufügte, wurde das Ganze zu wässrig und zu pfefferminzlastig.“
«وقتی او نصف تیوب خمیردندان مورد علاقه و آخرین باقیمانده عطرش را اضافه کرد، کل مخلوط آبکی و نعنایی شد.»