der Tugendwächter

Aussprache: /ˈtuːɡn̩tˌvɛçtɐ/
Worttrennung: Tu·gend·wäch·ter
اسم

مدعی اخلاق، کسانی که به زور می‌خواهند اخلاقیات را به دیگران دیکته کنند

Bedeutungen

1

شخصی که خود را قیم اخلاقی دیگران می‌داند و سعی می‌کند با قضاوت و سرزنش، دیگران را به رعایت معیارهای اخلاقی مورد نظر خود وادار کند، اغلب با رویکردی خشک و متعصبانه.

  • Er verhält sich wie ein Tugendwächter und kritisiert jeden, der nicht seinen Vorstellungen entspricht.او مانند یک مدعی اخلاق رفتار می‌کند و هر کسی را که مطابق با تصورات او نباشد، سرزنش می‌کند.
  • Die Gesellschaft hat keine Lust, von solchen Tugendwächtern belehrt zu werden.جامعه تمایلی ندارد که توسط چنین مدعیان اخلاقی موعظه شود.
  • Sei kein Tugendwächter, lass die Leute leben, wie sie wollen.مدعی اخلاق نباش، بگذار مردم همانطور که می‌خواهند زندگی کنند.